خیلی دیر...
من مدتهاست در حجم نبودن کسی خشکیده ام ...

خیلی دیر...
من مدتهاست در حجم نبودن کسی خشکیده ام ...

سیگــــــــــــار نمیخوام !!
امــــــــروز هوس با تـــــــو بودن دارم . . .
هوس غرق شدن در آغوش
تـــوهوس بوسیدن لبــــــــ های شیرین تو ؛
نه بوسدن تلخ سیگــــار هوس عطر گرم تن تو ؛
نه بوی تند
سیگـــــــــارو هزاران هوس دیـگــــــــــر . .
من با این همه هوس....
ذره ای هم احساس گناه نمی کنم برایم
مهم نیست دیگران چه فکری می کنند !

امشب دیوانگیم زده بالا..
.نه سکوت..
.نه موسیقی..
نه هیچ چیزوهیچ چیزدیگری...
این دیوانگی راتسکین نمیدهد
جز عطر تنت لعنتی...!

صـدا، رفتــــــــــــ...
تصویـر، رفتـــــــــــــ...
خاطراتشــــــــــــــــــ ـــــ ــــ ــ ـ ـ، موندهــــــ، نمیرهـــــــ...!

دلتنگی همون مکـثـــــیـه که
رو اسمش میکنی، وقتی شماره های گوشیت رو میای پایین ! 
استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد میزنیم؟ چرا مردم هنگامى كه خشمگین هستند صدایشان را بلند میكنند و سر هم داد میكشند؟
شاگردان فكرى كردند و یكى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست میدهیم.
استاد پرسید: این كه آرامشمان را از دست میدهیم درست است امّا چرا با وجودى كه طرف مقابل كنارمان قرار دارد داد میزنیم؟ آیا نمیتوان با صداى ملایم صحبت كرد؟ چرا هنگامى كه خشمگین هستیم داد میزنیم؟
شاگردان هر كدام جوابهایى دادند امّا پاسخهاى هیچكدام استاد را راضى نكرد...
سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى كه دو نفر از دست یكدیگر عصبانى هستند، قلبهایشان از یكدیگر فاصله میگیرد. آنها براى این كه فاصله را جبران كنند مجبورند كه داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر كنند.
سپس استاد پرسید: هنگامى كه دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى میافتد؟
آنها سر هم داد نمیزنند بلكه خیلى به آرامى با هم صحبت میكنند.
چرا؟ چون قلبهایشان خیلى به هم نزدیك است. فاصله قلبهاشان بسیار كم است.
استاد ادامه داد: هنگامى كه عشقشان به یكدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى میافتد؟
آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمیزنند و فقط در گوش هم نجوا میكنند و عشقشان باز هم به یكدیگر بیشتر میشود.
سرانجام، حتى از نجوا كردن هم بینیاز میشوند و فقط به یكدیگر نگاه میكنند!
این هنگامى است كه دیگر هیچ فاصلهاى بین قلبهاى آنها باقى نمانده باشد.
همیشه توی زندگیم وقتایی بوده که خیلی ترسیدم٬ خیلی نگران بودم و خیلی سخت بوده.
اما شکر خدا هیچ وقت ناامید نبودم. چون همیشه همه چیز خیلی خوب تموم شده و من اطمینان دارم...
اطمینان دارم که همیشه نگاهم میکنه و حواسش بهم هست.
اطمینان دارم اگه خوب شه٬ لطفش بوده و اگه بد شه٬ صلاحم.
+ خدایا اینبارم کمکم کن٬ خواهش.
+ نمیدونم چند روز دیگه که این نوشته رو میخونم حالم چطوریه٬ ولی امیدوارم خوب باشه.
+ اینارو مینویسم که یادم نره چه روزایی داشتم٬ که قدر زندگی رو بدونم.
جمله ای از گوته
اگر ثروتمند نيستي مهم نيست، بسياري از مردم ثروتمند نيستند،
اگر سالم نيستي، هستند افرادي که با معلوليت و بيماري زندگي مي کنند،
اگر زيبا نيستي برخورد درست با زشتي هم وجود دارد،
اگر جوان نيستي، همه با چهره پيري مواجه مي شوند،
اگر تحصيلات عالي نداري با کمي سواد هم مي توان زندگي کرد،
اگر مقام نداري، مشاغل مهم متعلق به معدودي انسان هاست،
دقت کردین هیچ کس کار به کارت نداره
درست اون شبی که فرداش امتحان ترم داری و هیچی درس نخوندی
و میخوای بشینی سر درست
پسر عموی دختر خاله ی پشمک میرزا میاد خونتون و شام هم میمونه
---------------------------------------------------
ما پارسال عید نرفتیم امریکا
امسالم نمیریم ایتالیا
کلا ما اینجوری هستیم
هرسال تصمیم میگیریم یکی از کشورای خارجو نریم !
شما چطور !؟
به گفته ی روانشناسان همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و به عبارت دیگر ( خود ) واقعی مان را با این رنگها نشان می دهیم. برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود دارد. که میتواند بر زندگی او تاثیر بگذارد.جالب است نه؟! اینکه شما بدانید برای اسمتان رنگ مخصوصی وجود دارد و میتوانید راز شخصیتی خود را از لا به لای آن دریابید! باید بسیار جالب و هیجان انگیز باشد.پس به موارد زیر به ترتیب ذکر شده کاملا توجه کنید:
رنگهای هماهنگ با ارقام و حروف عبارتند از :
قرمز: 1 ش ج س الف
نارنجی: 2 ت ث ک ب
زرد: 3 ی ل ص ض
سبز: 4 و م د ژ
آبی: 5 چ ن ط ظ
نیلی: 6 ح خ ف -
بنفش: 7 ع پ غ -
صورتی: 8 ز ق ه -
طلایی: 9 ر ذ گ -
برای اینکه با چگونگی موضوع آشنا شوید یک مثال میآوریم بدین شکل که اسم و فامیل خودرا روی برگه کاغذی مینویسید و بر اساس حروف و اعداد ذکر شده برای هر کدام،به رنگ مربوطه دست پیدا میکنید.
مثال : لیلا جلالی
ل3 ی3 ل3 الف1 ج1 ل3 الف1 ل3 ی3
سپس اعداد را با هم جمع میکنیم:
21=3+3+1+3+1+1+3+3+3
باز هم دو عدد را با هم جمع میکنیم:
3=1+2 عدد 3 مربوط به رنگ زرد است.
حال میتوانید مشخصات خود را بخوانید.
• مغز انسان به اندازه ای پیچیده است که بالغ شدن آن ۲۰ سال زمان خواهد برد.
• جنین انسان درون رحم می تواند در هر ثانیه هشت هزار سلول جدید به وجود بیاورد.
• در لحظه ای که انسان متولد می شود، تمامی سلولهایی که برای یک عمر زندگی به آنها نیاز دارد را در اختیار دارد.
• در لحظه ای که انسان متولد می شود، تمامی سلولهایی که برای یک عمر زندگی به آنها نیاز دارد را در اختیار دارد.
• مغز انسان پیچیده ترین پدیده ای است که تا کنون در جهان هستی شناسایی شده است.
• نوزادان می توانند پس از گذشت چند ساعت از زمان تولد خود، صورت مادرشان را شناسایی کنند.
• جنین درون رحم از قدرت بینایی برخوردار است اما همه چیز را سیاه و سفید می بیند، چشم جنین به اندازه ای حساس است که می تواند نور به شدت ضعیفی که از میان شکم مادر به درون نفوذ می کند را ببیند.
• انسان در دقیقه ۲۰ بار پلک می زند که هر پلک زدن نیم ثانیه زمان نیاز دارد. با روی هم گذاشتن این دقایق می توان گفت انسانها یک ساعت در روز را در تاریکی سر می کنند.
• هر سلول مغزی با سلول مغزی دیگر در حدود ۱۰ هزار اتصال برقرار می کند.
• فراگرفتن حفظ تعادل
و سازگار کردن اندامهای بدن با یکدیگر به اندازه ای پیچیده است که تعداد
سلولهای موجود در مناطقی از مغز که به این کار اختصاص دارد، برابر مابقی
سلولهای باقیمانده در دیگر نواحی از مغز است.
• غواصان جوان در تایلند
به مردمکهای چشمهای خود یاد داده اند تا در زیر آب برای تمرکز بر روی اجسام
به جای بزرگتر شدن، منقبض شوند. همه کودکان می توانند این مهارت را از
سنین بسیار کوچکی بیاموزند.
باران که می بارد ، همه پرنده ها به دنبال سرپناهند
اما عقاب برای اجتناب از خیس شدن ، بالاتر از ابرها پرواز میکند
این دیدگاه است که تفاوت را خلق میکند . . .
****
خطا کردن یک کار انسانی است ، اما تکرار آن یک کار حیوانی!
روبروی کوهی ایستادم و فریاد زدم :
چی میگی درباره ی کسی که
بعد از عمری زندگی کردن
مویش را سپید کرده و رویش را سیاه
پاسخ آمد که : آه آه آه
****
توهین ها مانند سکه تقلبی اند .
ما ناگزیریم آنها را بشنویم
ولی مجبور نیستیم قبولشان کنیم . . .
یه روز یه آقایی نشسته بود و
روزنامه میخوند که زنش یهو ماهی تابه رو میکوبه سرش.
مرده میگه: برا
چی این کارو کردی؟
زنش جواب میده: به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه
تیکه کاغذ پیدا کردم که توش اسم "جنى" نوشته شده بود ...
مرده میگه:
وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسبدوانی رفته بودم اسبی که روش شرط
بندی کردم اسمش "جنی" بود.
زنش معذرت خواهی میکنه و میره به کارای خونه
برسه.
سه روز بعدش مرد داشت تلویزیون تماشا میکرد که زنش این بار با
یه قابلمه بزرگتر کوبید رو سر مرده که تقریبا بیهوش شد.
وقتی به خودش
اومد پرسید: این بار برا چی منو زدی؟
زنش جواب داد: آخه اسبت زنگ زده بود.
قلب زیبا
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم